الملا فتح الله الكاشاني

155

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

الَّذِينَ يُجادِلُونَ آنان كه جدال ميكنند با پيغمبران فِي آياتِ اللَّهِ در دفع آيتهاى خداى و پوشيدن آن بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ بىحجتى و برهانى كه آمده باشد بايشان بلكه بتقليد كَبُرَ بزرگست جدال ايشان مَقْتاً از روى بغض و عداوت عِنْدَ اللَّهِ نزد خدا وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا و نزد آنان كه گرويده‌اند به خدا و رسول خداى بسيار دشمن ميدارد خداى ايشانرا و بر ايشان لعنت مىكند و مومنان نيز دشمن ايشان‌اند و از ايشان تبرا ميكنند كَذلِكَ همچنانكه مهر نهاد خداى بر قلوب اينجماعة تا علامة كفر ايشان باشد همچنين يَطْبَعُ اللَّهُ مهر مينهد خداى بجهة نشانهء كفر عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ بر هر دل شخصى كه از فرمان بردارى سركشيده باشد جَبَّارٍ گردن كش كه خود را از غير برتر دارد تا به آن مهر و علامة فرشتگان امتياز كنند ايشانرا از مومنان و چون حزقيل موعظه و نصيحت را به اين جا رسانيد فرعون ترسيد كه اين نصايح در اهل مجلس اثر كند مردمان را بامرى ديگر مشغول گردانيد . وَ قالَ فِرْعَوْنُ و گفت فرعون بوزير خود يا هامانُ ابْنِ لِي اى هامان بنا كن يعنى امر نما بعمله تا بنا كنند براى من صَرْحاً بناى بلند برافراشته به گچ و آجر لَعَلِّي شايد كه من أَبْلُغُ الْأَسْبابَ برسم براههاى موصلة . أَسْبابَ السَّماواتِ براههاى آسمانها يا بدرهاى آن يا بمنازل آن تا به جهت آن از آسمان ديگر روم فَأَطَّلِعَ پس مطلع شوم و بنگرم إِلى إِلهِ مُوسى بسوى خداى موسى تا مشرف شوم بر احوال او و اوضاع او و معلوم كنم صحت دعوى موسى را در خبر دادن از خداى آسمان وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ و بدرستى كه من گمان ميبرم موسى را كاذِباً دروغ گوى در دعوى رسالت يا در آنكه او را خدائى هست كه آفريدگار آسمانهاست مراد او از اين گفتار تلبيس او بود بر جاهلان خود چه او عالم بود به آنكه محالست به آسمان رفتن پس آغاز ساختن بنا كردند موسى از اينحال مناجات كرد به حضرت ذو الجلال خطاب آمد كه غمگين مشو به‌بين كه با او چه خواهم كرد پس حق تعالى آن را بعد از ساختن خراب كرد چنان كه تفصيل او در سورة القصص مذكور شد وَ كَذلِكَ و همچنانكه شيطان آراسته ميگرداند اعمال قبيحه را در نظر ساير كفار همچنين زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ آراسته شد يعنى شيطان بياراست براى فرعون سُوءُ عَمَلِهِ بدى كردار او وَ صُدَّ و بازداشته شد